براي ما

ساقي بيا که يار ز رخ پرده بر گرفت
کار چراغ خلوتيان باز در گرفت
آن شمع سر گرفته دگر چهره بر فروخت
وين پير سالخورده جواني ز سر گرفت
آن عشوه داد عشق که مفتي زه ره برفت
وآن لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت
زنهار از آن عبارت شيرين دلبري
گوئي که پسته تو سخن در شکر گرفت
بار غمي که خاطر ما خسته کرده بود
عيسي دمي خدا بفرستاد و بر گرفت
هر حوروش که بر مه و خور حسن مي فروخت
چون تو در آمدي پي کار دگر گرفت
زين قصه هفت گنبد افلاک پر صداست
کوته نظر ببين که سخن مختصر گرفت
حافظ تو اين دعا ز که آموختي که بخت
تعويض کرد شعر تو را و به زر گرفت
کار چراغ خلوتيان باز در گرفت
آن شمع سر گرفته دگر چهره بر فروخت
وين پير سالخورده جواني ز سر گرفت
آن عشوه داد عشق که مفتي زه ره برفت
وآن لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت
زنهار از آن عبارت شيرين دلبري
گوئي که پسته تو سخن در شکر گرفت
بار غمي که خاطر ما خسته کرده بود
عيسي دمي خدا بفرستاد و بر گرفت
هر حوروش که بر مه و خور حسن مي فروخت
چون تو در آمدي پي کار دگر گرفت
زين قصه هفت گنبد افلاک پر صداست
کوته نظر ببين که سخن مختصر گرفت
حافظ تو اين دعا ز که آموختي که بخت
تعويض کرد شعر تو را و به زر گرفت
كاوه ممنون از اينكه با آخرین رمق هات
تفالي زدي به حافظ براي ما
آن هم در واپسين دقايق قبل از پرواز
آن هم از زادگاه و موطن ابدي حافظ
سفرت بي بلا، سفرت بي خطر
به سرزمين امن و قرار

0 Comments:
Post a Comment
<< Home